الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
80
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)
سپس فرمود : « شايد تو از حرف زدن من با او به زبان حبشى تعجّب كردى ، تعجّب نكن بلكه آن چه از امر امام بر تو پوشيده است عجيبتر است و تعجّب بيشترى دارد و اين كه تو ديدى نسبت به امام چيزى نيست مگر همچون قطرهاى كه پرندهاى با منقار خود از آب دريا را بردارد ، آيا به نظر تو آن مقدار آبى كه پرنده با منقار خود برمىدارد از دريا چيزى كم مىشود ؟ » . فرمود : « امام به منزلهء دريايى است كه داستانهايش پايانناپذير و شگفتىهايش بيش از اينهاست و پرنده همانطورى كه با برداشتن قطراى از دريا چيزى را كم نكرده است همين طور عالم ( امام ) از علمش چيزى كم نشده و عجايبش بىپايان است » . « 1 » 2 - كلينى از هشام بن حكم در حديث بُريه ( خ ل بُريهه ) آورده است ، مىگويد : چون به همراه وى نزد امام صادق عليه السلام مىآمد به موسى بن جعفر عليهما السلام برخورد كرد و داستان او را براى آن حضرت گفت : پس از پايان سخن هشام ، امام كاظم عليه السلام به بريه فرمود : « اى بريه كتاب مذهبى خود را چهقدر مىدانى ؟ » عرض كرد : من آن را بهخوبى مىدانم . فرمود : « آن را خوب مىفهمى ؟ » گفت : بسيار خوب مىفهمم . هشام مىگويد : امام كاظم عليه السلام شروع كرد به خواندن انجيل ، بريه گفت : من پنجاه سال است كه بهدنبال تو يا مانند تو بودم . بريه ( با مشاهدهء امام عليه السلام و استماع انجيل ) ايمان آورد و ايمان خوبى هم آورد و زنى هم كه به همراه او بود ايمان آورد . پس از آن هشام بابريه و آن زن خدمت امام صادق عليه السلام رسيدند و
--> ( 1 ) - قرب الأسناد : ص 144 .